gehorsam

Aussprache: /ɡəˈhoːrzaːm/
Worttrennung: ge·hor·sam
صفت

فرمانبردار، مطیع

Bedeutungen

1

کسی که دستورات یا خواسته‌های دیگران را بدون چون و چرا اطاعت می‌کند؛ تابع.

  • Der Hund ist sehr gehorsam und hört auf jedes Kommando.سگ بسیار مطیع است و به هر دستوری گوش می‌دهد.
  • Die Kinder waren heute Morgen ausnahmsweise sehr gehorsam.بچه‌ها امروز صبح به طور استثنایی بسیار فرمانبردار بودند.
  • Ein gehorsamer Soldat folgt den Befehlen seines Vorgesetzten.یک سرباز مطیع از دستورات مافوق خود پیروی می‌کند.