gehorsam
فرمانبردار، مطیع
Bedeutungen
1
کسی که دستورات یا خواستههای دیگران را بدون چون و چرا اطاعت میکند؛ تابع.
- Der Hund ist sehr gehorsam und hört auf jedes Kommando.سگ بسیار مطیع است و به هر دستوری گوش میدهد.
- Die Kinder waren heute Morgen ausnahmsweise sehr gehorsam.بچهها امروز صبح به طور استثنایی بسیار فرمانبردار بودند.
- Ein gehorsamer Soldat folgt den Befehlen seines Vorgesetzten.یک سرباز مطیع از دستورات مافوق خود پیروی میکند.