abhingehen

Aussprache: /ˌapˈhɪnɡeːən/
Worttrennung: ab·hin·ge·hen
فعل

به پایین شیب رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

حرکت کردن به سمت پایین یک شیب، تپه یا کوه (کاربرد منطقه‌ای یا قدیمی).

  • Wir sind das steile Stück des Berges abgehingegangen.ما از قسمت شیب‌دار کوه پایین رفتیم.
  • Der Weg führt direkt ins Tal abhin.مسیر مستقیماً به سمت پایین دره می‌رود.