einhergehen
همراه بودن با، همزمان رخ دادن، ناشی شدن از
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem / etwas einhergehen)
به طور همزمان با رویداد یا پدیده دیگری اتفاق افتادن و با آن همراه بودن؛ نتیجه یا پیامد طبیعی چیزی بودن.
- Mit dem technologischen Fortschritt geht oft eine Veränderung der Arbeitswelt einher.پیشرفت تکنولوژیکی اغلب با تغییر دنیای کار همراه است.
- Diese Entscheidung ging mit großen Risiken einher.این تصمیم با خطرات زیادی همراه بود.