emporgehen

Aussprache: /ɛmˈpoːɐ̯ˌɡeːən/
Worttrennung: em·por·ge·hen
فعل

بالا رفتن، زبانه کشیدن (آتش)، صعود کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

حرکت به سمت بالا و ارتفاع (در متون ادبی، صعود یا زبانه کشیدن آتش).

  • Der Rauch ging langsam zum Himmel empor.دود به آرامی به سمت آسمان بالا رفت.
  • Die Flammen gingen meterhoch empor.شعله‌ها تا ارتفاع چند متر زبانه کشیدند.