emporgehen
بالا رفتن، زبانه کشیدن (آتش)، صعود کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
حرکت به سمت بالا و ارتفاع (در متون ادبی، صعود یا زبانه کشیدن آتش).
- Der Rauch ging langsam zum Himmel empor.دود به آرامی به سمت آسمان بالا رفت.
- Die Flammen gingen meterhoch empor.شعلهها تا ارتفاع چند متر زبانه کشیدند.