fortgehen

Aussprache: /ˈfɔʁtˌɡeːən/
Worttrennung: fort·ge·hen
فعل

عزیمت کردن/ترک کردن، ادامه یافتن

Bedeutungen

1 aus/von + Dativ

ترک کردن یک مکان و عزیمت کردن (مترادف weggehen اما ادبی‌تر).

  • Er ging von zu Hause fort, um die Welt zu sehen.او خانه را ترک کرد تا دنیا را ببیند.
  • Die Gruppe ging vom Lagerplatz fort.گروه از محل اردوگاه دور شد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

ادامه یافتن و پیش رفتن یک روند، داستان یا جریان.

  • Die Geschichte ging weiter und weiter.داستان ادامه یافت و ادامه یافت.
  • Die Verhandlungen gingen ohne Ergebnis fort.مذاکرات بدون نتیجه ادامه یافت.