fortgehen
عزیمت کردن/ترک کردن، ادامه یافتن
Bedeutungen
1
aus/von + Dativ
ترک کردن یک مکان و عزیمت کردن (مترادف weggehen اما ادبیتر).
- Er ging von zu Hause fort, um die Welt zu sehen.او خانه را ترک کرد تا دنیا را ببیند.
- Die Gruppe ging vom Lagerplatz fort.گروه از محل اردوگاه دور شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
ادامه یافتن و پیش رفتن یک روند، داستان یا جریان.
- Die Geschichte ging weiter und weiter.داستان ادامه یافت و ادامه یافت.
- Die Verhandlungen gingen ohne Ergebnis fort.مذاکرات بدون نتیجه ادامه یافت.