herausgehen
خارج شدن، بیرون رفتن، پاک شدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ / (بدون مفعول)
از داخل به سمت بیرون حرکت کردن.
- Wir gehen jetzt aus dem Haus heraus.ما الان از خانه بیرون میرویم.
- Der Hund ging bellend aus dem Garten heraus.سگ پارسکنان از باغ بیرون رفت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
پاک شدن یا از بین رفتن لکه روی پارچه با شستشو.
- Die Flecken gehen beim Waschen nicht heraus.لکهها با شستشو پاک نمیشوند.
- Ich hoffe, dass dieser Rotweinfleck herausgeht.امیدوارم این لکه شراب قرمز پاک شود.
3
aus + Dativ (aus etwas herausgehen)
کنارهگیری کردن از یک شراکت، پروژه یا شرکت.
- Er ist aus der Firma herausgegangen, um sein eigenes Geschäft zu gründen.او از شرکت خارج شد تا کسب و کار خود را راه بیندازد.
- Nach vielen Jahren ist sie aus dem Projekt herausgegangen.پس از سالها، او از پروژه کنارهگیری کرد.