zurückgehen

Aussprache: /tsuˈʁʏkˌɡeːən/
Worttrennung: zu·rück·ge·hen
فعل

بازگشتن، کاهش یافتن، عقب‌نشینی کردن، مرجوع شدن، ریشه داشتن در گذشته

Bedeutungen

1 in/nach/zu + Dativ/Akkusativ / (بدون مفعول)

بازگشتن به مکان، نقطه یا حالت قبلی، چه به صورت فیزیکی و چه مجازی.

  • Nach dem Urlaub ging die Familie zurück in ihre Heimatstadt.پس از تعطیلات، خانواده به شهر خود بازگشتند.
  • Der Preis für Benzin ist endlich wieder zurückgegangen.قیمت بنزین سرانجام دوباره کاهش یافت.
2 intransitiv (بدون مفعول)

کاهش یافتن و افت کردن در مقادیر، آمار، دما یا شدت بیماری.

  • Die Arbeitslosigkeit ging im letzten Quartal zurück.نرخ بیکاری در سه ماهه گذشته کاهش یافت.
  • Wegen der Impfung ging die Zahl der Infizierten zurück.به دلیل واکسیناسیون، تعداد مبتلایان کاهش یافت.
3 intransitiv (بدون مفعول)

عقب‌نشینی کردن یا گام به عقب برداشتن، چه در معنای فیزیکی و چه در معنای استراتژیک یا تاکتیکی.

  • Die Soldaten mussten sich unter Beschuss zurückgehen.سربازان مجبور بودند زیر آتش عقب‌نشینی کنند.
  • Er ging einen Schritt zurück, um die Gefahr besser einschätzen zu können.او یک قدم به عقب رفت تا بتواند خطر را بهتر ارزیابی کند.
4 an + Akkusativ (an jemanden / etwas zurückgehen)

مرجوع شدن و برگشتن بسته، کالا یا نامه به فرستنده به دلیل عدم امکان تحویل یا رد شدن.

  • Das Paket ist an den Absender zurückgegangen, weil niemand zu Hause war.بسته به فرستنده مرجوع شد، زیرا کسی در خانه نبود.
  • Die Ware ging an das Lager zurück, da sie beschädigt war.کالا به انبار مرجوع شد، زیرا آسیب دیده بود.
5 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas zurückgehen)

قدمت و ریشه داشتن در یک زمان گذشته یا تاریخ دور.

  • Diese Tradition geht auf das Mittelalter zurück.این سنت به قرون وسطی بازمی‌گردد.
  • Die Ursprünge des Unternehmens gehen auf das 19. Jahrhundert zurück.ریشه‌های این شرکت به قرن نوزدهم بازمی‌گردد.