humsen

Aussprache: /ˈhʊmzn̩/
Wortzerlegung: hum·sen
فعل

وزوز کردن (مانند زنبور)، غرغر کردن

Beispiele

  • Die Hummel ''humst''.زنبور وزوز می‌کند.

Bedeutungen

1 N/A

تولید صدای وزوز یا ناله مانند، که می‌تواند توسط حشرات، دستگاه‌ها یا حتی باد در اشیاء ایجاد شود. این صدا معمولاً آرام و مداوم است.

  • Die alten Maschinen humsten leise vor sich hin, als sie liefen.ماشین‌های قدیمی هنگام کار کردن به آرامی وزوز می‌کردند.
  • Man hörte das ferne Humsen der Bienenvölker im blühenden Garten.وزوز دوردست کندوهای زنبور در باغ پر از گل شنیده می‌شد.