humsen
وزوز کردن (مانند زنبور)، غرغر کردن
Beispiele
- Die Hummel ''humst''.زنبور وزوز میکند.
Bedeutungen
1
N/A
تولید صدای وزوز یا ناله مانند، که میتواند توسط حشرات، دستگاهها یا حتی باد در اشیاء ایجاد شود. این صدا معمولاً آرام و مداوم است.
- Die alten Maschinen humsten leise vor sich hin, als sie liefen.ماشینهای قدیمی هنگام کار کردن به آرامی وزوز میکردند.
- Man hörte das ferne Humsen der Bienenvölker im blühenden Garten.وزوز دوردست کندوهای زنبور در باغ پر از گل شنیده میشد.