geißeln
شلاق زدن, تازیانه زدن, به شدت انتقاد کردن, سرزنش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas geißeln)
با شلاق یا تازیانه زدن (معنای تحتاللفظی).
- Der Verbrecher wurde öffentlich gegeißelt.مجرم علناً شلاق زده شد.
- In alten Zeiten wurden Sklaven oft gegeißelt.در زمانهای قدیم، بردگان اغلب شلاق میخوردند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas geißeln)
به شدت انتقاد کردن، محکوم کردن، تقبیح کردن (معنای مجازی).
- Die Zeitung geißelte die Korruption in der Regierung.روزنامه فساد در دولت را به شدت محکوم کرد.
- Er geißelte die Ungerechtigkeit des Systems.او بیعدالتی سیستم را تقبیح کرد.