geisseln
شلاق زدن، تازیانه زدن، سرزنش کردن، انتقاد شدید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با شلاق زدن، تنبیه کردن (معنای تحتاللفظی و تاریخی).
- Im Mittelalter wurden Verbrecher oft öffentlich gegeisselt.در قرون وسطی، مجرمان اغلب در ملاء عام شلاق زده میشدند.
- Er geisselte sich selbst als Buße.او برای توبه خود را شلاق زد.
2
Akkusativ
به شدت انتقاد کردن، محکوم کردن، تقبیح کردن.
- Der Politiker geisselte die Korruption in der Regierung.سیاستمدار فساد در دولت را به شدت محکوم کرد.
- Die Presse geisselte das Verhalten des Managers.مطبوعات رفتار مدیر را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.