geisseln

Aussprache: /ˈɡaɪ̯sl̩n/
Wortzerlegung: geis·seln
Wort

شلاق زدن، تازیانه زدن، سرزنش کردن، انتقاد شدید کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با شلاق زدن، تنبیه کردن (معنای تحت‌اللفظی و تاریخی).

  • Im Mittelalter wurden Verbrecher oft öffentlich gegeisselt.در قرون وسطی، مجرمان اغلب در ملاء عام شلاق زده می‌شدند.
  • Er geisselte sich selbst als Buße.او برای توبه خود را شلاق زد.
2 Akkusativ

به شدت انتقاد کردن، محکوم کردن، تقبیح کردن.

  • Der Politiker geisselte die Korruption in der Regierung.سیاستمدار فساد در دولت را به شدت محکوم کرد.
  • Die Presse geisselte das Verhalten des Managers.مطبوعات رفتار مدیر را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.