فعل
شبحوار حرکت کردن، در سر چرخیدن (ایدهها)
معانی و تعاریف geistern:
- روحوار پرسه زدن، شبحوار ظاهر شدن، جنزدگی
- (شایعه، ایده) در ذهن چرخیدن، شایع شدن، در گردش بودن
جملات نمونه برای geistern:
Ab zwölf Uhr ''geistern'' die Schemen der Verstorbenen durch den Tanzsaal im Schloss.
از ساعت دوازده شب، سایههای مردگان در سالن رقص قلعه میچرخند.
Was ''geisterst'' du hier mitten in der Nacht durch die Küche?
چرا این وقت شب در آشپزخانه پرسه میزنی؟
„Zwei Gestalten flüsterten und ''geisterten'' vor dem Haus. Waren es vielleicht Diebe?“
«دو شبح زمزمه میکردند و جلوی خانه میچرخیدند. شاید دزد بودند؟»