geistig
ذهنی، فکری، روحی
Beispiele
- Man sollte sich nicht nur körperlich, sondern auch ''geistig'' anstrengen.انسان نباید فقط از نظر جسمی، بلکه باید از نظر «ذهنی» هم تلاش کند.
- Der alte Herr ist ''geistig'' noch topfit.این پیرمرد از نظر «ذهنی» هنوز کاملاً آماده و سرپا است.
- Die Intelligenz, das ''geistige'' Leistungsvermögen, zeigt sich darin, inwieweit ein Lebewesen in der Lage ist, Probleme in einer gegebenen Umwelt situationsgerecht und rasch zu lösen.هوش، توانایی عملکرد «ذهنی»، در این نشان داده میشود که یک موجود زنده تا چه حد قادر است مشکلات را در یک محیط مشخص به شکلی متناسب با موقعیت و به سرعت حل کند.