käuen
جویدن، نشخوار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas käuen)
غذا را دوباره از معده به دهان آوردن و جویدن (نشخوار کردن)، معمولاً در مورد حیوانات نشخوارکننده.
- Die Kuh käut gemächlich ihr Futter.گاو با آرامش غذای خود را نشخوار میکند.
- Manche Tiere müssen das Futter wieder kauen, um es besser zu verdauen.برخی حیوانات باید غذا را دوباره بجوند تا بهتر هضم کنند.
2
nach + Dativ / über + Akkusativ
به طور مجازی، به چیزی عمیقاً فکر کردن، در مورد چیزی تأمل کردن یا آن را مرور کردن.
- Er saß da und käute über seine Fehler nach.او آنجا نشسته بود و به اشتباهاتش فکر میکرد.
- Sie käute die Worte des Lehrers immer wieder.او بارها و بارها کلمات معلم را در ذهن مرور میکرد.