kabeln
تلگراف کردن، با کابل مخابره کردن
Beispiele
- Zunehmende Panik in Regierungskreisen‘, ''kabelte'' das CIA-Büro am 8. Juni aus Guatemala.دفتر سیا در ۸ ژوئن از گواتمالا تلگراف کرد: «افزایش وحشت در محافل دولتی».
Bedeutungen
1
Akkusativ
با کابل متصل کردن یا ارتباط برقرار کردن
- Wir müssen das neue Gerät noch an das Netzwerk kabeln.ما هنوز باید دستگاه جدید را به شبکه کابلکشی کنیم.
- Der Techniker kam, um die Wohnung neu zu kabeln.تکنسین آمد تا سیمکشی (کابلکشی) آپارتمان را از نو انجام دهد.
2
intransitiv
تلگراف فرستادن (معنای قدیمی و کمتر رایج)
- Er kabelte seiner Familie die frohe Botschaft.او خبر خوش را به خانوادهاش تلگراف کرد.
- Früher musste man kabeln, um schnell Nachrichten zu übermitteln.در گذشته برای ارسال سریع پیامها باید تلگراف میفرستادند.