katschen

Aussprache: /ˈkatʃn̩/
Wortzerlegung: kat·schen
فعل

ملچ‌ملوچ کردن، با صدا غذا خوردن

Beispiele

  • Den Kaugummi, den Khaled gerade ''katschte,'' vernahm ich so laut wie in einer leeren Betonhalle.آدامسی که خالد داشت ملچ‌ملوچ می‌کرد، آنقدر بلند شنیدم که انگار در یک سالن بتنی خالی بودم.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas)

(عامیانه، منطقه‌ای) چیزی را له کردن یا با پا روی آن رفتن و صدای چلپ‌چلوپ ایجاد کردن.

  • Die Kinder katschten im Matsch herum.بچه‌ها در گل و لای چلپ‌چلوپ می‌کردند.
  • Er hat die Beere mit dem Fuß gekatscht.او توت را با پایش له کرد.