klötern

Aussprache: /ˈkløːtɐn/
Worttrennung: klö·tern
فعل

صدای تق‌تق دادن، جلز و ولز کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صدای تق تق یا جلینگ جلینگ کردن (معمولاً اشیاء فلزی یا شیشه‌ای که به هم می‌خورند یا در ظرفی تکان می‌خورند).

  • Die Münzen klöterten in seinem Beutel.سکه ها در کیسه اش جلینگ جلینگ می‌کردند.
  • Als er den Schrank öffnete, klöterte etwas im Inneren.وقتی کمد را باز کرد، چیزی در داخلش تق تق کرد.