kneten

Aussprache: /ˈkneːtn̩/
Wortzerlegung: kne·ten
فعل

ورز دادن، مالیدن

Beispiele

  • Der Pizzabäcker ''knetet'' seinen Teig.پیتزاپز خمیر خود را ورز می‌دهد.
  • In der Küche ''knetet'' eine Maschine den Brotteig.در آشپزخانه، یک دستگاه خمیر نان را ورز می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

خمیر یا ماده‌ای مشابه را با دست فشار دادن و شکل دادن

  • Sie knetete den Teig für das Brot.او خمیر نان را ورز داد.
  • Die Kinder kneteten begeistert mit der Modelliermasse.بچه‌ها با اشتیاق با خمیر بازی ورز می‌دادند.
2 Akkusativ

عضلات یا بدن را با دست فشار دادن و مالش دادن (ماساژ دادن)

  • Der Masseur knetete ihre verspannten Schultern.ماساژور شانه‌های گرفته او را ماساژ داد.
  • Er knetete seine Hände vor Nervosität.او از روی عصبانیت دستانش را مالش می‌داد.