koksen

Aussprache: /ˈkɔksən/
Wortzerlegung: kok·sen
فعل

کوکائین مصرف کردن؛ (عامیانه) خوابیدن

Beispiele

  • Sie hat wieder angefangen, zu ''koksen.او دوباره شروع به مصرف کوکائین کرده است.
  • Ich hätte nie gedacht, dass ihr regelmäßig ''kokst.هرگز فکر نمی‌کردم که شما به طور منظم کوکائین مصرف می‌کنید.
  • Früher ''haben'' wir viel ''gekokst.قبلاً ما زیاد کوکائین مصرف می‌کردیم.
  • Nun wird auch hier geklaut, gekifft und ''gekokst'', und dann und wann wird einer erstochen.حالا اینجا هم دزدی می‌شود، حشیش کشیده می‌شود و کوکائین مصرف می‌شود، و هر از گاهی یکی با چاقو کشته می‌شود.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

کوکائین مصرف کردن (عامیانه و منفی)

  • Er wurde erwischt, als er kokste.او در حال مصرف کوکائین دستگیر شد.
  • Koksen ist illegal und gesundheitsschädlich.مصرف کوکائین غیرقانونی و برای سلامتی مضر است.
2 (intransitiv)

زغال سنگ را به کک تبدیل کردن (صنعتی)

  • In dieser Anlage wird Kohle zu Koks gekokst.در این تاسیسات زغال سنگ به کک تبدیل می‌شود.
  • Die Kokerei kokst täglich Tonnen von Kohle.کارخانه کک‌سازی روزانه تن‌ها زغال سنگ را به کک تبدیل می‌کند.