gekoppelten
متصل، پیوسته، جفتشده (صفت وصفی)
Bedeutungen
1
به طور رسمی یا فنی به هم متصل شده یا پیوند خورده، به طوری که عملکرد یا وضعیت یکی بر دیگری تأثیر بگذارد.
- Die neuen wirtschaftlichen Entwicklungen sind eng mit den politischen Entscheidungen der letzten Jahre gekoppelt.تحولات جدید اقتصادی به شدت با تصمیمات سیاسی سالهای اخیر پیوند خوردهاند.
- In diesem System sind die Produktionsdaten direkt mit den Verkaufszahlen gekoppelt, um eine Echtzeit-Analyse zu ermöglichen.در این سیستم، دادههای تولید مستقیماً با ارقام فروش مرتبط هستند تا امکان تحلیل در زمان واقعی فراهم شود.
2
در زمینه زیستشناسی یا پزشکی، دو موجود زنده یا دو فرآیند که به طور طبیعی یا مصنوعی به هم مرتبط شدهاند.
- Die Studie untersuchte die genetisch gekoppelten Merkmale bei der Vererbung seltener Krankheiten.این مطالعه ویژگیهای ژنتیکی مرتبط در وراثت بیماریهای نادر را بررسی کرد.
- Die beiden Organe sind durch ein komplexes Netzwerk von Blutgefäßen miteinander gekoppelt.این دو ارگان از طریق شبکهای پیچیده از رگهای خونی به یکدیگر پیوند خوردهاند.