gekröpft

Aussprache: /ɡəˈkʁœpft/
Worttrennung: ge·kröpft
صفت

خمیده/کج شده (در ساختمان‌سازی، مهندسی: ویژگی قرنیزها یا قطعات سازه‌ای ماشین که محور آنها با دو خمیدگی ۹۰ درجه به صورت موازی جابجا شده است)

Bedeutungen

1

دارای خمیدگی یا زاویه، به ویژه در قطعات فنی و مهندسی که برای جابجایی یا اتصال خاصی طراحی شده‌اند.

  • Die gekröpfte Welle überträgt die Kraft auf die Zahnräder.شفت خمیده نیرو را به چرخ‌دنده‌ها منتقل می‌کند.
  • Der Architekt wählte ein gekröpftes Profil für das Fenster.معمار از یک پروفیل خمیده برای پنجره استفاده کرد.
  • Diese gekröpfte Stange dient als Halterung für das Regal.این میله خمیده به عنوان نگهدارنده قفسه عمل می‌کند.