kramen

Aussprache: /ˈkʁaːmən/
Wortzerlegung: kra·men
فعل

گشتن، جستجو کردن (در میان انبوهی از وسایل نامرتب)

Beispiele

  • Karl ''kramt'' schon den ganzen Tag in seinem Hobbyraum.کارل تمام روز را در اتاق سرگرمی‌اش می‌گردد.
  • Der Händler ''kramte'' ein Schmuckstück aus seiner Kiste.فروشنده یک جواهر را از جعبه‌اش بیرون کشید.
  • Ich werde morgen im Einkaufszentrum ein wenig ''kramen.من فردا کمی در مرکز خرید خواهم گشت.

Bedeutungen

1 in etw. (Dativ) kramen

در چیزی (معمولاً یک کیف، کشو یا کمد) به دنبال چیزی گشتن و آن را زیر و رو کردن.

  • Sie kramte in ihrer Handtasche nach dem Schlüssel.او در کیف دستی‌اش به دنبال کلید می‌گشت.
  • Er kramte lange in den Schubladen, bis er das Dokument fand.او مدت زیادی در کشوها گشت تا سند را پیدا کرد.