krauchen

Aussprache: /ˈkʁaʊ̯çn̩/
Wortzerlegung: krau·chen
فعل

(محلی، عامیانه) خزیدن، به آرامی حرکت کردن

Bedeutungen

1 intransitiv

به آرامی و نزدیک به زمین حرکت کردن، خزیدن (مانند حشرات یا نوزاد)

  • Die Spinne kraucht die Wand hoch.عنکبوت از دیوار بالا می‌خزد.
  • Das Baby kraucht auf allen Vieren über den Boden.نوزاد چهار دست و پا روی زمین می‌خزد.