kreisen
چرخیدن، دور زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (um + Akkusativ)
چرخیدن، دور چیزی گشتن، در دایره حرکت کردن (حرکت خودی).
- Der Adler kreiste hoch am Himmel.عقاب در آسمان بالا میچرخید.
- Die Gedanken kreisten nur um das eine Thema.افکار فقط حول یک موضوع میچرخیدند.
2
Akkusativ (transitiv)
چیزی را به صورت دایرهای حرکت دادن.
- Er kreiste den Arm, um ihn aufzuwärmen.او بازویش را چرخاند تا آن را گرم کند.
- Die Kinder kreisten einen Ball im Kreis.بچهها توپی را در دایره میچرخاندند.