Partizip II
خزیده
معانی و تعاریف gekrochen:
- حرکت آهسته و خزنده بر روی زمین، اغلب با استفاده از دست و زانو یا شکم. همچنین به صورت استعاری برای نشان دادن ترس، حقارت یا تلاش زیاد.
جملات نمونه برای gekrochen:
Nach dem Erdbeben kroch er aus den Trümmern.
پس از زلزله، او از میان آوارها سینهخیز بیرون آمد.
Er kroch vor seinem Vorgesetzten, um seine Position zu behalten.
او برای حفظ موقعیت خود در برابر مافوقش چاپلوسی میکرد.