gelingen
موفق شدن، به نتیجه رسیدن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + etwas (Akkusativ) gelingen
چیزی با موفقیت به پایان رسیدن یا حاصل شدن (اغلب به صورت غیرشخصی با 'es').
- Es gelang ihm, die Prüfung zu bestehen.او موفق شد در امتحان قبول شود.
- Der Plan ist uns nicht gelungen.نقشه ما موفقیتآمیز نبود.
2
Dativ (jemandem) gelingen
چیزی درست از آب درآمدن، کار کردن، موفقیتآمیز بودن.
- Das Backen ist mir heute gut gelungen.پختن کیک امروز برای من خوب از آب درآمد.
- Ob es dir gelingt, hängt von deiner Vorbereitung ab.اینکه آیا برایت موفقیتآمیز باشد، به آمادگی تو بستگی دارد.