lärmen

Aussprache: /ˈlɛʁmən/
Worttrennung: lär·men
فعل

سر و صدا کردن, هیاهو به پا کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صدای بلند و اغلب مزاحم ایجاد کردن، هیاهو کردن.

  • Die Kinder lärmten im Garten.بچه‌ها در باغ سر و صدا می‌کردند.
  • Die Nachbarn lärmten die ganze Nacht.همسایه‌ها تمام شب هیاهو به پا کرده بودند.