geläufig
آشنا، رایج، متداول
Bedeutungen
1
چیزی که به طور گسترده شناخته شده، استفاده میشود یا درک میشود؛ رایج.
- Dieser Ausdruck ist im Deutschen sehr geläufig.این اصطلاح در زبان آلمانی بسیار رایج است.
- Es ist ein geläufiger Name in dieser Region.این نامی متداول در این منطقه است.
- Die Technologie ist inzwischen geläufig.این تکنولوژی اکنون رایج شده است.
2
روان و سلیس در صحبت کردن یا نوشتن (زبان).
- Sie spricht fließend und geläufig Deutsch.او آلمانی را روان و سلیس صحبت میکند.
- Sein Vortrag war sehr geläufig und gut verständlich.ارائه او بسیار روان و قابل فهم بود.
- Er hat eine geläufige Aussprache.او تلفظی سلیس دارد.