geläufig

Aussprache: /ɡəˈlɔɪ̯fɪç/
Worttrennung: ge·läu·fig
صفت

آشنا، رایج، متداول

Bedeutungen

1

چیزی که به طور گسترده شناخته شده، استفاده می‌شود یا درک می‌شود؛ رایج.

  • Dieser Ausdruck ist im Deutschen sehr geläufig.این اصطلاح در زبان آلمانی بسیار رایج است.
  • Es ist ein geläufiger Name in dieser Region.این نامی متداول در این منطقه است.
  • Die Technologie ist inzwischen geläufig.این تکنولوژی اکنون رایج شده است.
2

روان و سلیس در صحبت کردن یا نوشتن (زبان).

  • Sie spricht fließend und geläufig Deutsch.او آلمانی را روان و سلیس صحبت می‌کند.
  • Sein Vortrag war sehr geläufig und gut verständlich.ارائه او بسیار روان و قابل فهم بود.
  • Er hat eine geläufige Aussprache.او تلفظی سلیس دارد.