löcken
لرزیدن، تکان خوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (ohne spezifischen Fall, oft mit Adverbien der Richtung oder des Ortes)
به طور نامنظم و خفیف تکان خوردن یا لرزیدن، اغلب به دلیل ناپایداری، باد، یا ارتعاشات؛ معمولاً برای توصیف اشیاء شکننده یا ساختارهای در معرض خطر به کار میرود.
- Das alte Schild löckte im Wind und drohte herunterzufallen.تابلوی قدیمی در باد میلرزید و تهدید به سقوط میکرد.
- Die dünnen Äste des Baumes löckten gefährlich nah am Fenster.شاخههای نازک درخت به طرز خطرناکی نزدیک پنجره تکان میخوردند.