lasern

Aussprache: /ˈlaːzɐn/
Wortzerlegung: la·sern
فعل

لیزر کردن (چشم یا سایر اعضا)

Beispiele

  • Ich habe mir die Augen ''lasern'' lassen.من چشم‌هایم را «لیزر» کردم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از لیزر چیزی را برش دادن، حکاکی کردن، درمان کردن یا تغییر دادن

  • Der Chirurg lasert den Tumor.جراح تومور را با لیزر درمان می‌کند.
  • Man kann Metall mit einem Laser präzise schneiden.می‌توان فلز را با لیزر به دقت برش داد.
2 Akkusativ

(پزشکی) چشم را با لیزر جراحی کردن برای اصلاح بینایی

  • Viele Menschen lassen sich ihre Augen lasern.بسیاری از مردم چشمان خود را با لیزر جراحی می‌کنند.
  • Nach der Operation konnte er wieder scharf sehen, nachdem seine Augen gelasert wurden.پس از عمل، او توانست دوباره واضح ببیند، بعد از اینکه چشمانش با لیزر جراحی شد.