lasten
سنگینی کردن، بار بودن، فشار آوردن
Beispiele
- Schnee ''lastete'' auf den Dächern.برف بر روی سقفها سنگینی میکرد.
- Der Sack Kohlen ''lastete'' schwer auf seinen Schultern.کیسه زغال سنگ به سختی بر روی شانههایش سنگینی میکرد.
- Vor seiner Reise nach Polen ''lasteten'' viele Hoffnungen auf Benedikt XVI.پیش از سفرش به لهستان، امیدهای بسیاری بر بندیکت شانزدهم سنگینی میکرد.
Bedeutungen
1
auf + Dativ
سنگینی کردن، بار بودن (فیزیکی یا روانی)
- Die Verantwortung lastet schwer auf seinen Schultern.مسئولیت سنگینی بر دوش اوست.
- Eine große Last lastete auf dem alten Wagen.بار سنگینی بر گاری قدیمی بود.
2
auf + Dativ
فشار آوردن، تحمیل شدن (در مورد مشکلات، بدهیها)
- Die Schulden lasten auf der Familie.بدهیها بر خانواده فشار میآورد.
- Die Wirtschaftskrise lastet auf dem ganzen Land.بحران اقتصادی بر کل کشور سنگینی میکند.