lauern
کمین کردن، در کمین بودن
Beispiele
- Versteckt ''lauerten'' wir auf den vorbeikommenden Feind.ما پنهان شده و در کمین دشمنی بودیم که از آنجا عبور میکرد.
- Viele Gefahren ''lauern'' auf dem Weg dorthin.خطرات بسیاری در مسیر رسیدن به آنجا در کمین هستند.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / intransitiv
کمین کردن، در کمین بودن برای حمله یا غافلگیری
- Der Jäger lauerte auf seine Beute.شکارچی در کمین طعمهاش بود.
- Gefahren lauern überall.خطرات در همه جا کمین کردهاند.
2
auf + Akkusativ
در انتظار چیزی بودن، مترصد فرصت بودن (اغلب با مفهوم منفی)
- Er lauerte auf eine Gelegenheit zur Rache.او مترصد فرصتی برای انتقام بود.
- Die Presse lauerte auf neue Skandale.مطبوعات در انتظار رسواییهای جدید بودند.