laufen

Aussprache: /ˈlaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: lau·fen
فعل

دویدن، راه رفتن، کار کردن، پیش رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv

با راه رفتن یا دویدن حرکت کردن؛ پیاده رفتن

  • Ich laufe jeden Morgen im Park.من هر روز صبح در پارک می‌دوم.
  • Das Kind kann schon laufen.بچه می‌تواند راه برود.
2 intransitiv

(در مورد دستگاه‌ها، موتورها یا فرآیندها) کار کردن، در حال فعالیت بودن

  • Der Motor läuft wieder.موتور دوباره کار می‌کند.
  • Wie läuft das Geschäft?کسب و کار چطور پیش می‌رود؟
3 intransitiv

(در مورد فیلم‌ها، برنامه‌ها یا نمایش‌ها) پخش شدن، روی پرده بودن

  • Welcher Film läuft heute Abend im Kino?امشب چه فیلمی در سینما پخش می‌شود؟
  • Die Sendung läuft jeden Sonntag um 20 Uhr.این برنامه هر یکشنبه ساعت ۲۰ پخش می‌شود.
4 intransitiv

(در مورد رویدادها و اوضاع) پیش رفتن، روند داشتن

  • Alles läuft nach Plan.همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود.
  • Es läuft gut für ihn.اوضاع برای او خوب پیش می‌رود.