gelbsüchtig

Aussprache: /ˈɡɛlpˌzʏçtɪç/
Worttrennung: gelb·süch·tig
صفت

مبتلا به یرقان، زردی‌دار

Bedeutungen

1

کسی که به بیماری یرقان (زردی) مبتلا است و پوست و چشم‌هایش زرد به نظر می‌رسد.

  • Der Patient wirkte sehr krank und gelbsüchtig.بیمار بسیار بیمار و زرد به نظر می‌رسید.
  • Eine gelbsüchtige Haut kann ein Zeichen für Leberprobleme sein.پوست زردی‌دار می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات کبدی باشد.
  • Der Arzt untersuchte den gelbsüchtigen Mann genauer.پزشک مرد زردی‌دار را با دقت بیشتری معاینه کرد.