geldpolitisch

Aussprache: /ˈɡɛltpoliːtɪʃ/
Worttrennung: geld·po·li·tisch
صفت

مرتبط با سیاست پولی

Bedeutungen

1

مربوط به سیاست‌ها و اقدامات مربوط به کنترل عرضه پول و نرخ بهره توسط بانک مرکزی یا دولت برای تأثیرگذاری بر اقتصاد.

  • Die geldpolitischen Maßnahmen der EZB sollen die Inflation bekämpfen.اقدامات سیاست پولی بانک مرکزی اروپا با هدف مبارزه با تورم انجام می‌شود.
  • Eine straffere geldpolitische Linie wird diskutiert.یک رویکرد سخت‌گیرانه‌تر در سیاست پولی در حال بحث است.
  • Die geldpolitische Entwicklung in den USA hat globale Auswirkungen.تحولات سیاست پولی در ایالات متحده تأثیرات جهانی دارد.