geleckt
اتو کشیده، بینقص و صیقلی (مصنوعی/کنایهآمیز)، بیش از حد مرتب
Beispiele
- Das Haus sah von außen völlig ''geleckt'' aus, aber es wirkte kalt.نمای بیرونی خانه، اتو کشیده و بینقص به نظر میرسید، اما درون آن فضایی سرد داشت.
- Verschiedene seiner Gemälde wirken durch die kalte, ''geleckte'' Färbung abstoßend.در نقاشیهای او، سبک رنگآمیزی صیقلی و بیروح جلوهای مصنوعی ایجاد کرده است.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ
(عامیانه/کنایهآمیز) بیش از حد تمیز، مرتب و اتو کشیده به طوری که حالت طبیعی خود را از دست داده و مصنوعی به نظر میرسد (معمولاً در اصطلاح wie geleckt aussehen).
- Seine Schuhe waren wie geleckt.کفشهایش به طرز خیرهکنندهای تمیز و برقافتاده بود.
- Er sieht immer so geleckt aus.او همیشه بسیار اتو کشیده و بیش از حد مرتب به نظر میرسد.
2
attributiv (geleckte Malweise)
(در هنر و نقاشی) دارای سطح یا تکنیک نقاشی بسیار هموار و صیقلی بدون مشخص بودن رد قلممو، که اغلب حسی بیروح یا مصنوعی به اثر میدهد.
- Die geleckte Färbung des Gemäldes wirkt etwas unnatürlich.رنگآمیزی صیقلی و صاف تابلو نقاشی کمی غیرطبیعی به نظر میرسد.