leimen
چسباندن با چسب، فریب دادن، گول زدن
Beispiele
- Die Decke einer Geige ''leimt'' der Geigenbauer auf die Zarge.سازنده ویولن صفحه رویی را به کلاف ساز میچسباند.
- Denk nicht weiter darüber nach! Er ''hat'' dich nur ''geleimt.بیشتر از این بهش فکر نکن! او فقط تو را گول زد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با چسب (Leim) به چیز دیگری چسباندن.
- Er leimt die Holzstücke zusammen.او تکههای چوب را به هم میچسباند.
- Die Seiten des Buches waren geleimt.صفحات کتاب چسبانده شده بودند.
2
Akkusativ
کسی را با حیله یا دروغ فریب دادن یا گول زدن (عاميانه).
- Lass dich nicht leimen!گول نخور!
- Er hat versucht, mich zu leimen.او سعی کرد مرا فریب دهد.