geleiten
همراهی کردن، مشایعت کردن (با محافظت یا از روی ادب)
Beispiele
- Er ''habe'' sie höflich zur Tür ''geleitet''.او با ادب او را تا دم در همراهی کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به جایی همراهی کردن یا راهنمایی کردن.
- Der Kellner geleitete uns zu unserem Tisch.پیشخدمت ما را به سمت میزمان راهنمایی کرد.
- Ein Offizier geleitete den Gast zum Ausgang.یک افسر مهمان را تا خروجی همراهی کرد.