gelen
ژل زدن، ژل مالیدن
Beispiele
- Die Haare nach hinten zu ''gelen'' liegt im Trend.مدل دادن موها به سمت عقب با ژل مد شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تغییر دادن مسیر یا جهت چیزی، به ویژه به صورت استعاری برای هدایت افکار، احساسات یا وقایع.
- Der Redner verstand es, die Aufmerksamkeit des Publikums auf die subtilen Nuancen des Themas zu gelen.سخنران توانست توجه مخاطبان را به ظرافتهای دقیق موضوع جلب کند.
- Die politische Krise drohte, die gesamte wirtschaftliche Entwicklung des Landes in eine unerwünschte Richtung zu gelen.بحران سیاسی تهدید میکرد که کل توسعه اقتصادی کشور را به سمتی ناخواسته هدایت کند.