lindern
تسکین دادن، کاهش دادن، تخفیف دادن
Beispiele
- Wärme ''lindert'' Schmerz.گرما درد را تسکین میدهد.
- Spendenaktionen setzen ein, Sammlungen ''lindern'' Elend und Not, Militär und Feuerwehren greifen ein.اقدامات بشردوستانه آغاز میشوند، کمکهای جمعآوری شده رنج و مشقت را کاهش میدهند، ارتش و آتشنشانی وارد عمل میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تسکین دادن، آرام کردن (درد، رنج، علائم بیماری)
- Das Medikament lindert die Schmerzen.این دارو درد را تسکین میدهد.
- Warme Umschläge können den Husten lindern.کمپرسهای گرم میتوانند سرفه را کاهش دهند.
2
Akkusativ
کاهش دادن، تخفیف دادن (یک مشکل، یک وضعیت نامطلوب)
- Maßnahmen zur Linderung der Armut sind notwendig.اقدامات برای کاهش فقر ضروری است.
- Sie versuchten, die Auswirkungen der Krise zu lindern.آنها تلاش کردند تا تأثیرات بحران را کاهش دهند.