gellen
فریاد زدن، جیغ کشیدن، طنینانداز شدن، پیچیدن (صدا)
Beispiele
- Dann erspähten seine scharfen Falkenaugen etwas und er ''gellte'' einen schallenden Ruf durch die Nacht.سپس چشمان تیزبین شاهینمانندش چیزی را دید و او فریادی گوشخراش را در شب طنینانداز کرد.
Bedeutungen
1
intransitiv
با صدای بلند، تیز و نافذ فریاد زدن یا جیغ کشیدن
- Ein Schrei gellte durch die Nacht.جیغی در شب طنینانداز شد.
- Die Kinder gellten vor Freude.بچهها از خوشحالی جیغ میکشیدند.
2
intransitiv
صدایی که با شدت و وضوح زیاد در فضا پخش میشود و طنینانداز میگردد
- Die Sirene gellte über die Dächer der Stadt.آژیر بر فراز پشتبامهای شهر طنینانداز شد.
- Ein schriller Pfiff gellte durch den Wald.یک سوت تیز در جنگل پیچید.