geloben
سوگند خوردن، عهد کردن
Beispiele
- Ich ''gelobe'' hier und jetzt, von nun an in diesem Sinne zu handeln.من همین جا و در این لحظه عهد میکنم که از این پس در این راستا عمل کنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Sache) / zu + Infinitiv
سوگند یاد کردن، عهد بستن، قول دادن (به طور رسمی و جدی)
- Er gelobte, die Wahrheit zu sagen.او سوگند یاد کرد که حقیقت را بگوید.
- Die Soldaten gelobten Treue zum Vaterland.سربازان به میهن وفاداری سوگند یاد کردند.