geloschen

Aussprache: /ɡəˈlɔʃn̩/
Wortzerlegung: ge·lo·schen
Partizip II

خاموش شده، پاک شده

Bedeutungen

1 N/A

به‌طور کامل از بین رفته یا ناپدید شده، به‌ویژه در مورد خاطرات، امیدها، یا اثرات ماندگار که دیگر وجود ندارند.

  • Die Erinnerung an jene schrecklichen Ereignisse war nach all den Jahren endlich geloschen.خاطره آن رویدادهای وحشتناک پس از تمام این سال‌ها سرانجام از بین رفته بود.
  • Seine anfängliche Begeisterung war längst geloschen.اشتیاق اولیه او مدت‌ها بود که خاموش شده بود.