lotsen
هدایت کردن، راهنمایی کردن (کشتی، هواپیما، افراد)
Beispiele
- Das Schiff wurde durch den Hafen zum Liegeplatz an der Kaimauer ''gelotst.کشتی از طریق بندر به محل پهلوگیری در کنار اسکله هدایت شد.
- Er startete noch in der gleichen Nacht zu einem zweiten Flug, zu einer Streife über der Nordsee, und suchte angeschlagene Maschinen. Die ''lotste'' er dann heim.او شبانه برای گشتزنی بر فراز دریای شمال، به دنبال هواپیماهای آسیبدیده، پرواز کرد. سپس آنها را به خانه هدایت کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی/چیزی را راهنمایی کردن، هدایت کردن (مانند ناوبان کشتی)
- Der Lotse lotste das Schiff sicher in den Hafen.ناوبان کشتی را با اطمینان به بندر هدایت کرد.
- Er lotste mich durch das verwirrende Gebäude.او مرا از میان ساختمان گیجکننده راهنمایی کرد.