luften
هوا خوردن، باد خوردن، تهویه کردن
Beispiele
- Es ''luftet'' und friert mich. Ich frage, wie das Wetter wird.هوا میخورد و من سردم میشود. میپرسم هوا چطور خواهد شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تهویه کردن یک فضا با باز کردن پنجرهها یا درها برای ورود هوای تازه و خروج هوای مانده.
- Es ist wichtig, die Räumlichkeiten regelmäßig zu lüften, um Schimmelbildung vorzubeugen.تهویه منظم اتاقها برای جلوگیری از رشد کپک مهم است.
- Nach dem Kochen sollte man die Küche sofort lüften, um Gerüche zu entfernen.پس از پخت و پز، باید بلافاصله آشپزخانه را تهویه کرد تا بوهای نامطبوع از بین بروند.
2
Akkusativ
قرار دادن پارچه، لباس یا فرش در معرض هوای آزاد برای تازه شدن، خشک شدن یا از بین بردن بو.
- Ich habe die Decken über Nacht auf dem Balkon gelüftet, damit sie ihren frischen Duft zurückbekommen.من پتوها را یک شب در بالکن در معرض هوا قرار دادم تا عطر تازگی خود را بازیابند.
- Man sollte die Wintermäntel vor dem Einlagern gründlich lüften.باید پالتوهای زمستانی را قبل از انبار کردن به طور کامل در معرض هوا قرار داد.