gemäßigt
معتدل، میانهرو، ملایم
Bedeutungen
1
نه افراطی، نه شدید؛ در مورد آب و هوا، دما یا رفتار.
- Das Klima hier ist gemäßigt, mit warmen Sommern und milden Wintern.آب و هوای اینجا معتدل است، با تابستانهای گرم و زمستانهای ملایم.
- Er vertritt eine gemäßigte politische Meinung.او یک عقیده سیاسی میانهرو را نمایندگی میکند.
- Die Reaktion auf den Vorschlag war gemäßigt.واکنش به پیشنهاد ملایم بود.