müffeln

Aussprache: /ˈmʏfl̩n/
Wortzerlegung: müf·feln
فعل

بوی نا مطبوع دادن

Beispiele

  • Die gebrauchten Turnschuhe ''müffeln.کفش‌های ورزشی استفاده شده بوی نا مطبوع می‌دهند.
  • Es ist wie überall, wo viele Menschen in einem schlecht gelüfteten Raum, aber mit Daunenjacken eng zusammenstehen: Es ''müffelt'' ein wenig.مثل همه جاست که افراد زیادی در یک اتاق با تهویه نامناسب، اما با کاپشن‌های پر، نزدیک به هم ایستاده‌اند: کمی بوی نا مطبوع می‌دهد.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

بوی کهنه، کپک‌زده یا ناخوشایند دادن.

  • Die alten Bücher müffeln im Keller.کتاب‌های قدیمی در زیرزمین بوی کهنگی می‌دهند.
  • Es müffelt hier nach altem Rauch.اینجا بوی دود کهنه می‌دهد.