فعل
یادآوری کردن، تذکر دادن، هشدار دادن
معانی و تعاریف gemahnen:
- کسی را به چیزی (اغلب وظیفه، بدهی یا رویدادی در گذشته) یادآوری کردن، متذکر شدن
- هشدار دادن، پند دادن (رسمیتر)
جملات نمونه برای gemahnen:
„Geblieben waren nur Vertiefungen aus Stein, die an geplünderte Gräber ''gemahnten''.“
«تنها فرورفتگیهای سنگی باقی مانده بود که «یادآور» قبرهای غارت شده بودند.»
Der Lehrer gemahnte die Schüler an ihre Hausaufgaben.
معلم تکالیفشان را به دانشآموزان یادآوری کرد.
Die Mahnung gemahnte ihn an die offene Rechnung.
اخطار، صورتحساب پرداختنشده را به او یادآوری کرد.