gemakelten
عیبجویی شده، ایراد گرفته شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد یک اثر هنری یا تزئینی با استفاده از قلممو و رنگ، اغلب با تاکید بر ظرافت، جزئیات و تکنیکهای خاص نقاشی.
- Der Künstler hat die Landschaft mit feinen Pinselstrichen gemakelt, sodass jedes Detail lebendig wirkte.هنرمند منظره را با ضربات ظریف قلممو نقاشی کرده بود، به طوری که هر جزئیات زنده به نظر میرسید.
- Die Porzellanschale wurde von Hand mit filigranen Mustern gemakelt.کاسه چینی با الگوهای ظریف دستساز نقاشی شده بود.