gemanschten
مخلوط شده، درهم آمیخته (صفت وصفی در حالت جمع یا مفعولی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترکیب یا آمیزش نژادها یا فرهنگها، اغلب با بار معنایی منفی یا تحقیرآمیز، اشاره به ناخالصی یا از دست دادن هویت.
- Die Angst vor der 'Rassenvermischung' war ein zentrales Motiv in der Propaganda.ترس از 'مخلوط شدن نژادها' یکی از انگیزههای اصلی در تبلیغات بود.
- Er warf ihr vor, ihre kulturelle Identität durch die 'Vermanschung' mit westlichen Einflüssen zu verraten.او او را متهم کرد که هویت فرهنگی خود را با 'آمیختن' با تأثیرات غربی به خیانت میگذارد.