maunzen

Aussprache: /ˈmaʊ̯ntsn̩/
Wortzerlegung: maun·zen
فعل

میو میو کردن (گربه)

Beispiele

  • Die junge Katze ''maunzte'' jämmerlich.گربه جوان به طرز تأسف‌باری میو میو می‌کرد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

میو میو کردن (صدای گربه)

  • Die Katze maunzt vor der Tür.گربه جلوی در میو میو می‌کند.
  • Hörst du, wie das Kätzchen maunzt?می‌شنوی بچه گربه چطور میو میو می‌کند؟
2 (intransitiv)

غرغر کردن، ناله کردن (به صورت مجازی و عامیانه، شکایت کردن)

  • Hör auf zu maunzen und mach deine Arbeit!غرغر نکن و کارت را انجام بده!
  • Er maunzt immer über das Wetter.او همیشه درباره آب و هوا غرغر می‌کند.